السيد احمد بن زين العابدين العلوي العاملي
11
شرح كتاب القبسات
دشمن عدلند وضدّ حكمت اگر چند * يكسره امروز حاكمند ومعدّل « 43 » بايد تحقيق شود كه « علما لقبان » كدام گروه بودند كه با عدل دشمنى وبا حكمت ضدّيت مىورزيدهاند ومسلما دشمنى آنان با حكمت وعدالت سبب شده كه خواندن ومباحثه كردن هندسه را الحاد وزندقة بشمار آورند « 44 » وكتابهاى مربوط به مناظر ومرايا وفيزيك نور ابن هثيم را على رؤوس الاشهاد بر روى منابر بسوزاندند « 45 » ورصد خانهاى را كه مركز دانش پژوهش بوده با خاك يكسان كنند « 46 » واگر فرض را بر اين بگذاريم كه آنان مىگفتند مباحث نور وابصار وهندسه ورياضيات همراه با فلسفه از يونان به عالم اسلام وارد شد واين موجب گرديد كه مسلمانان با مطالعه علوم وانديشههاى يوناني از قرآن كريم وحديث نبوي جدا شوند چرا در دورههائى كه ميرداماد وصدر الدين شيرازي وفيض كاشاني وعبد الرزاق لاهيجى وملا مهدى نراقى وحاج ملا هادي سبزوارى كه همه آنان گفتار خود را مستظهر بآيات قرآني وأحاديث نبوي وروايات أئمة أطهار عليهم السّلام مىكردند باز هم مورد طعن وشتم همان « علما لقبان » قرار مىگرفتند . اين چه مدينهء فاضلهاى بوده است كه برگزيدگان از دانشمندان وفرزانگان وفيلسوفانش يكى شهر وديار ودرس ومباحثه را رها مىكند وبه روستا پناه مىبرد كه خود را گمنام بسازد ، وديگرى مىنالد كه در خانههاى أهل علم جز خاك وسنگريزه چيزى يافت نمىشود ، وسومى مىگويد كه مردم چنان عشق به تاريكى وغسق پيدا كردهاند كه از معرفت ربّ الفلق محروم ماندهاند . اين صدر المتألهين يعنى ملا صدراى شيرازي است فيلسوف ومفسّر قرآن كه در آغاز كتاب الاسفار الأربعهء خود مىگويد : از آغاز جوانى در خور توان خود به فلسفهء الهى پرداختم وآثار حكيمان سابق وفاضلان لاحق را دنبال واز كتابهاى يونانيان بهگزينى كردم ودر برههاى از زمان به خاطر آوردم كه كتابي تأليف كنم كه جامع متفرقات كتابهاى قدما ومشتمل بر خلاصه گفتارهاى مشائيان ونقاوهء ذوقهاى أهل اشراق باشد ولى روزگار با پرورش جاهلان وأراذل به
--> ( 43 ) . ديوان ناصر خسرو ، ص 137 ( 44 ) . المقابسات ، التوحيدي ( قاهره 1347 ه ق ) ، ص 63 ( 45 ) . اخبار الحكماء ، ابن القفطي ( ليپزيك 1903 م ) ، ص 154 ( 46 ) رصدخانهء استانبول ، دومين بيست گفتار ، مهدى محقق ( تهران 1369 ه ش ) ، ص 63 .